المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

335

التنبيه والإشراف ( فارسي )

و مدبر و زير دست نواز بود . فريب آرزوها نميخورد و دستخوش خدعهء كسان نميشد . از جاهاى دور مملكت چون جاهاى نزديك خبر داشت . گاهى خشمگين ميشد و در عقوبت شتاب ميكرد . وزارت را به فضل بن سهل و پس از او ببرادرش حسن بن سهل داد . وقتى به علت بيمارى از خدمت اظهار ناتوانى كرد و در منزل بماند ، مأمون كاتبانى را كه از كتابت و روانى انشايشان خبر داشت و ميدانست كه در آن عصر كسى هم سنگشان نيست به خدمت گرفت و يكى را پس از ديگرى وزارت داد . اول احمد بن ابى خالد احول بود كه وقتى حسن بن سهل در منزل ماند نيابت او ميكرد . وقتى مأمون خواست وزارت به دو دهد گفت : « اى امير مؤمنان ميان من و مردم مرحله‌اى قرار بده كه بسبب آن دوستم به من اميدوار باشد و هم بسبب آن دشمنم از من بترسد كه از پس حصول مقاصد ، آفتهاست . » پس از آن احمد بن يوسف بود . سپس ابو عباد ثابت بن يحيى بود . عمرو بن مسعدة بن صول نيز برديف آنها بود اما خيلى كسان او را بشمار وزيران نياورده‌اند . آنگاه پس از اينها وزارت به محمد بن يزداد بن سويد داد كه تا هنگام وفات مأمون وزارت او داشت . مأمون پس از فضل بن سهل كار خود را بدست كاتبان نداد كه شخصاً به كار ملك ميرسيد و در آن آزموده بود و هيچكس او را به وزيرى كه در تدبير امور يارى كند نيازمند نميديد ، هيچيك از كاتبان خود را بگفته و نوشته عنوان وزير نميداد ، بدين جهت بسيارى كسان اينان را بصف وزرا بشمار نياورده‌اند و آنها كه كتابى در اخبار وزيران و كاتبان نوشته‌اند چون ابو عبد الله محمد بن داود بن جراح و محمد بن يحيى صولى جليس و محمد بن عبدوس جهشيارى و ابن ماشطه بعضيشان اينان را بشمار وزيران آورده و بعضى ديگر به همان جهت كه گفتيم بشمار نياورده‌اند . نقش انگشتر مأمون « الله ثقة عبد الله و به يؤمن » بود قضاى او با محمد بن عمر واقدى و يحيى بن اكثم بود و حاجبش شبيب بن حميد بن قحطبه سپس على بن صالح صاحب مصلى سپس محمد ابن حماد بن دنقش بود .